maandag 22 oktober 2007




اغاز کن اندیشه را

بسه دیگه توهین و کینه
باز کن عشق و شفیقه
****
چرا اینقدر دنباله مال ومنالی
چرا نی از پی رحم و مهربانی
*****
دیگه کهنه شده ان تظا هرات و ریاکاری
پیدا کن هنوز دیر نشده عشق و فداکاری
****
منو تو تنها نیستیم چرا ترس را میپنداری
بیا فریاد زنیم که هوا خواه صلح و ازادی
****
هوس و لذت و کامجوی را کی پیروز داری؟؟!!
بکار به اندیش به مهر ومحبت و راستکاری
****
یک شاخه گل را تقدیم یکدیگر کنیم
تا دوباره وطن را پر از گلستان کنیم
****
غم را دور کنیم به جای آن شادی را آوازه سازیم
این آوازه را به سرای ایران تقدیم کنیم
منو توی نباشه همه یک پارچه گردیم
چون ایرانیم پس بیا آشکار گردیم


مهسا از هلند

donderdag 18 oktober 2007

آيا به دنيا آمده ايم كه آزاد باشيم؟




قدرت اختیار یکی از بغرنج ترین نعمت های خداوند برای درک و قدردانی است. کسی که دست از آزادی خودخواهانه ی خود بردارد و بنده ی مخلص خدا شود، آزادی حقیقی را به دست آورده است."


آزادی یکی از ارزشمندترین چیزهاست، اما خیلی از ما ارزش آن را نمی فهمیم تا وقتی که آن را از دست می دهیم. این یکی از اصلی ترین حقوق انسانهاست و تلاش برای محدود کردن آن یکی از بزرگترین گناهان است. همه ی ما دوست داریم که آزاد باشیم و در انتخاب های زندگیمان اختیار و آزادی داشته باشیم، اما بگذارید کمی درمورد واقعیت موضوع فکر کنیم. آیا واقعاً ما به دنیا آمده ایم که آزاد باشیم؟ اگر اینطور است، به چه صورت و این چه معنایی برای ما دارد؟

خوشبختی واقعی در این است که از آنچه خداوند به امانت دست ما داده به خوبی مراقبت کنیم—جسممان، خانواده مان، استعدادها و توانایی هایمان، و احساسمان به دیگران. یعنی نباید در لذات و خوشی های دنیوی که خود می دانیم باعث آسیب رساندن به خود ما و دیگران است، غرق شویم. انسانی که دست از آزادی خودخواهانه خود بردارد و بنده ی مخلص خدا شود، آزادی حقیقی را به دست آورده است.