
زندگي هنر بافتن پارچه زيبايي است، زندگي دوختن شادي هاست و به تن کردن پيراهن گلدار اميد
هنگامی که عشق به ما اشاره میکند باید از پیاش رفت هرچند راهش سخت و ناهموار باشد. هنگامی که بالهایش بروی ما گشورده میشود باید تسلیمش شد، گرچه ممکن است تیغ نهفته در میان پرهایش مجروحمان کند. وقتی با ما سخن میگوید باورش کنیم، گرچه ممکن است صدای رویاهاتان را پراکنده سازد، همان گونه که باد شمال باغ را بیبرگ میکند. زیرا عشق همانگونه که تاج بر سرمان میگذارد، به صلیبمان میکشد. همان گونه که از قامتمان بالا میرود و نازکترین شاخههامان را که در آفتاب میلرزند نوازش میکند، به زمین فرو میرود و ریشههامان را که به خاک چسبیدهاند میلرزاند. عشق، ما را همچون بافههای گندم برای خود دسته میکند. میکوبد تا برهنهکند. سپس غربال نموده تا از کاه جدامان نماید و سپس آسیابمان میکند تا سپید شویم و ورز میدهد تا نرم شویم و آنگاه ما را به آتش مقدس خود میسپارد تا برای ضیافت مقدس هستی بهترین هدیه باشیم
Geen opmerkingen:
Een reactie posten